تبليغاتX
بچه های صنایع 85 بوعلی

بچه های صنایع 85 بوعلی

به یاد یلداهایی که با هم بودیم...یلدا مبارک...

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت18:10توسط پروانه افشاری |
صنایع 85 بعد از 12 سال (D:)
 

 

 

 

 

مصطفی جواد طلب : شهردار ساوه

سید امیرحسین سیادتی : عضو هیات علمی دانشگاه هامبورگ آلمان

مهرداد الله یاری : کارگر فصلی

مهدی قراگوزلو : نماینده شرکت های باسکین رابینز در خاور میانه

احسان فاضلی : خانه دار

محسن رستگاری : عارف

حسین فلاح طلب : کارمند بانک

محمد فرهادی : راننده خاور608 (نارنجی رنگ، مدل 61)

فرناد صفری : مهماندار هواپیما (خط ایران- کانادا)

بهمن کسایی : مسئول زمان سنجی شرکت ذوب آهن اصفهان

توی محمد پورامان : مدل مو

علی رضایی : (محرمانه)

علی بینقی : راننده بنز تک

محمود مهدی زاده : مدیر تولید کارخانه سرامیک سازی قزوین

پژمان قهرمانی : راننده تاکسی خط قزوین- اسد آباد

میثاق غفاری : مدیر باشگاه بدن سازی

محسن مرآتی زمان : اشتغال کاذب

حمید خدایاری : business man

آرش باقرزاده : مدیر شرکت پخش سیگار ملایر

سعید یوسفیان : فوتبالیست ماهر

علی رضا انزلی : مدیر سفره خانه سنتی- صنعتی

کیوان پوریاور : کارگر ساده

بابک فتح اللهی : (فوق العاده محرمانه)

علی رضا قمریان : پژوهشگر داروهای گیاهی- شفاهی (شفا دهنده)

میلاد فروغی : دانشمند

مهدی ابوالقاسمی : مترجم

حمید اکبری : مجری شبکه استانی همدان

محمود عسگری : بی کار

 

 

متاسفانه از محل و نوع اشتغال خانم ها اطلاعاتی در دست نیست.

 

 

 

+نوشته شده در جمعه پنجم فروردین 1390ساعت22:2توسط محمد فرهادی |
نرم نرمک ميرسد اينک بهار...

 

 سال نو مبارک

 

بوي باران، بوي سبزه، بوي خاک


شاخه‌هاي شسته، باران خورده پاک


آسمان آبي و ابر سپيد


برگهاي سبز بيد


عطر نرگس، رقص باد


نغمه شوق پرستوهاي شاد


خلوت گرم کبوترهاي مست


نرم نرمک ميرسد اينک بهار


خوش به حال روزگار ...


خوش به حال چشمه ها و دشتها


خوش به حال دانه ها و سبزه ها


خوش به حال غنچه هاي نيمه باز


خوش به حال دختر ميخک که ميخندد به ناز


خوش به حال جام لبريز ازشراب


خوش به حال آفتاب ؛


نرم نرمک ميرسد اينک بهار


خوش به حال روزگار ...


خوش به حال روزگار ...


"فريدون مشيري"

 

 

+نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت22:1توسط مصطفی جوادطلب |
ایستگاه صلواتی بودائیان برای دسته عزاداری امام حسین
 
به گزارش پیمانه به نقل از شیعه آنلاین، اخبار رسیده از عراق حاکی از آن است که کارکنان شرکت چینی “ترایم” که در استان “ذی قار” عراق در جنوب شهر کربلای معلا قرار دارد، همگی غیر مسلمان هستند. دین بیشتر این کارکنان چینی بودائی است…

گفته می شود این کارکنان بودائی به احترام سید و سالار شهیدان، أبا عبدالله الحسین (ع) کار خود را برای چند روز تعطیل کرده و با برپایی یک ایستگاه صلواتی، به خدمت کردن به زائرین امام حسین (ع) که با پای پیاده به سمت کربلا در حرکت هستند، خدمت می کنند.

در همین راستا مدیر شرکت “ترایم” طی اظهاراتی گفت: امام حسین مرد بزرگی بود. ما می دانیم حسین کیست و چه حادثه ای برای او رخ داد. ما خود را با این مردم (زائرین) یک خانواده می دانیم با آنان ابراز همدردی می کنیم.

وی در ادامه افزود: ما در این مرکز (ایستگاه صلواتی) به مردم آب، چای، میوه و حتی سارژ تلفن همراه می دهیم تا بتوانند نیازهای خود را برطرف کنند.

در همین حال “باسم عبدالحسین زویر” هماهنگ کننده شرکت “ترایم” که یک شهروند عراقی است، طی اظهاراتی ضمن توضیح دادن برخی اقدامات و خدمات این کارکنان چینی به زائرین، در این باره گفت: این شرکت چینی به احترام ما مسلمانان به مدت چند روز کار خود را تعطیل و متوقف کرده و در عزای امام حسین (ع) به سوگ می نشیند و نیز علاوه بر آن با برپایی یک ایستگاه صلواتی به زائرین هم خدمت رسانی می کند.

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت23:25توسط مصطفی جوادطلب |
به یاد یلداهایی که باهم داشتیم و دیگر تکرار نمی شوند...

 

 

 شب ولادت میترا ،الهه ی مهر بر آن شویم همانند پیشینیان

 اهریمن وجودمان را مغلوب ساخته تا روشنایی مهر و محبت در دلمان جوانه زند و

بذر عشق ودوستی  طولانی ترین شب سال را منور كند.

 

شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد  

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت22:44توسط سیما ستاری |
مشتری مداری!!!

سالها پیش ؛ بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين  مضمون دريافت كرد: اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه  بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است!

به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر جمعه شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از  شام جمعه راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرا نوع بستني ، انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من بتازگي يك خودروي شورولت پونتياك جديد  خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.

لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به  خودرو بازمي گردم ، ماشين بعد از چندین استارت و به سختی روشن مي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ،  چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم.

مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ،روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟

مدير بخش فنی شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، جمعه شب پس از شام با مشتري قرار گذاشت.

آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!

مهندس جوان و جوياي   راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي   استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن  نشد!

نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به  بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد.

اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش  است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد  بستنی و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.

اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قطع کامل جريان سيال(Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود.

دیر روشن شدن خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها ، مساله اصلي شركت ، پونتياك و مشتري بود.  

 شرح حكايت

مشتريان ما به زبانهاي مختلفي سخن مي گويند. ايشان از ادبيات متفاوتي براي  سخن گفتن بهره مي گيرند. اگر حرف مشتري را خوب گوش كنيم ، مي توانيم با  توجه به لحن گفتارشان درك فراتري از آنچه مي خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشيم.

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت12:45توسط مرجان جنتی |
جهت اطلاع

 

سلام به همگي

اميدوارم همتون شاد و خندوون باشيد

راستش چند روز پيش از طرف موسسه ی بینش با من تماس گرفتن و ازم خواستن كه اين مطالبي كه پايين مي بينيد رو به اطلاع آقايوون گل و خانمهاي ۸۵ برسونم !! من هم  اين مطلب رو به استحضار شما همكلاسيهاي گرامي (آقايوون گل و خانمهاي ۸۵) مي رسوونم!! (شايد به دردتوون بخوره!!)


نظر به درخواست دانشجویان صنایع دانشگاه بوعلی و دیگر دانشجویان استان دپارتمان تخصصی مهندسی صنایع موسسه بینش  قصد دارد، در سال جاری آزمون‌های هماهنگ کشوری خود را در همدان نیز هماهنگ با تهران و سایر شهرهای بزرگ کشور برگزار نماید.

ازویژگی های این آزمون ها:

8 مرحله آزمون آزمایشی-

بالاترین جامعه آماری در سطح کشور-
نزدیکترین کنکور آزمایشی به کنکور سراسری-

طراحی سولات انحصارای،هدایت تحصیلی و رفع اشکال از:-
مجید ایوزیان   eyvazian.ir 
مازیار زاهدی سرشتzahediseresht.ir 
مسعود آقاسی m.aghasi.ir


(در صورت به حدونصاب رسیدن دانشجویان کلاس های رفع اشکال و نکته وتست دکتر ایوزیان درهمدان برگزار می شود)

آدرس:تهران -میدان ولیعصر -پایین تر از زرتشت-کوچه ناصر-پلاک 23-موسسه بینش-دپارتمان تخصصی مهندسی صنایع

88913767

 iedep.com  دپارتمان تخصصی مهندسی صنایع:


کسب اطلاعات بیشتر در همدان
:34 87 318 0918

 


يه چندتا فايل PDF هم بود كه اگه كسي خواست بگه براش  Mailكنم!!

شاد باشين و موفق! براموون دعا كنين!

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت9:3توسط حسین فلاح طلب |
بدون شرح
مسابقه نقاشی  " حمایت از کودکان غزه "

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت3:40توسط محمد فرهادی |
از من … تا خورشید پس ابر
 

 خورشید پنهان

 

 

اى کاش روزهاى «غفلت» ما از شب هاى «غیبت» او طولانى تر نبود...

 

 

+نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت9:19توسط مصطفی جوادطلب |
آرامش

پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل آرامش را تصویر کند.

نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.

آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام،

کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ

پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.

 

اولی ، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.

در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید، و اگر دقیق نگاه می کردند،

در گوشه ی چپ دریاچه، خانه ی کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود،

دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.

 

تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد.

اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود،

و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیل آسا بود.

این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هماهنگی نداشت.

اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد، در بریدگی صخره ای شوم، جوجه پرنده ای را می دید.

آنجا، در میان غرش وحشیانه ی طوفان ، جوجه گنجشکی ، آرام نشسته بود.

 

پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ی جایزه ی بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است.

بعد توضیح داد:

آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود،

چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.

این تنها معنای حقیقی آرامش است ... 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت11:11توسط مرجان جنتی |
بوم نقاشی

 

 

چشمانم را مي گشايم ، مي نگرم به دوردست ، جايي به دوري گذشته ، گذشته اي به بزرگي تمام آينده ام و به روشني آرزوهايم . گذشته اي به وسعت چهار سال اما به ارزش تمام تجربه ام ، چهار سال گسترده كه جاي داده در خود بزرگترين شادي هايم را ، بلندترين افكارم را ، عميق ترين احساساتم را ، شيرين ترين دلتنگي هايم را ، تلخ ترين غم هايم را و مهمتر از همه بهترينِ دوستانم را .

 

درك كردم در اين چهار سال ، نگاه هايي به وضوح فرياد ، لحظه هايي به تازگي شعر ، جمله هايي به سنگيني بار تحقير و آرزوهايي به بزرگي يك بوسه كوچك .

آخرين روزهاي اين نقاشي به شيريني گذشت . تصويري كه كشيدنش چهار سال به طول انجاميد و حال منم و اين بوم با رنگ هايي به شادابي حرف هاي شيرين ،  به سياهي افكار تلخ و به سنگيني يك بار چهار ساله .

 

اين بوم را به ديوار مي زنم ، به ديوار يكي از اتاق هاي ذهنم ، جايي كه مي توانم هميشه آن را ببينم . حال چشم هايم را مي بندم و به اين بوم نظاره مي كنم و خود را در آن دوردست مي يابم ؛ در ميان خاطره هايي به وضوح حال گام برمي دارم ، گام هايي به كوچكي تك تك ثانيه هايش.

 

آري ، گذشته هنوز هست ، هنوز ادامه  دارد ، ادامه دارد تا آينده ، چون من هستم  و چون تو هستي...

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت17:18توسط محمد فرهادی |

سلام به همگي...

اميدوارم حالا كه دارين ميرين خونه دلتنگ نشيد، هميشه هم به فكر دوستانتون توي دوران كارشناسي باشيد، آرزو مي كنم كه هميشه هم موفق و شاد و سرحال باشيد.

بچه ها هدف از اين پست اينه كه يه database از همگي داشته باشيم، اين كار براي اينه كه در آينده راحتتر بتونيم همديگرو پيدا كنيم و در آينده وقتي خواستيم قراري براي يه ديدار دوباره بزاريم اين كار سريعتر انجام بشه براي همين از همگي مي خوام كه ايميل و شماره تلفنتون (اون شماره اي كه تغيير نميدين ) رو توي قسمت نظرات به عنوان يك كامنت بزارين.

 نكته مهم اين كه مطمئن باشيد اطلاعات شما به هيچ وجه در اختيار كسي قرار نميگيره، و توي وبلاگ نمايش داده نميشه. مي تونيد گزينه "نظر به صورت خصوصي براي نويسنده....." رو هم تيك بزنيد ولي حتي اگه اين گزينه رو هم علامت نزنيد باز هم تحت هيچ شرايطي اطلاعات شما جايي نمايش داده نميشه.

ضمنا اگه كسي از بچه ها هست كه دسترسي به اينترنت نداره يا با وبلاگ و ... آشنا نيست لطفا اين كار رو از طرف اون انجام بديد چون مي خوايم در آينده همگي با هم باشيم.

بازم اميدوارم هميشه شاد و خوشحال و سرحال و خوشبخت باشيد.

-------------------------------------------------------------------------

پي نوشت: بعضي بچه ها پيشنهاد دادن كه شماره تلفن ثابت و آدرس رو هم ثبت كنيم.

كار از محكم كاري عيب نمي كنه. اگه فكر مي كنيد كه ممكنه تلفن يا ايميل كافي نباشه تا بشه پيداتون كرد، اون اطلاعات رو هم بزاريد.

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت22:0توسط احسان فاضلی |